ساخت واژه «جریان انحرافی» در اتاق فکر سایت هاشمی رفسنجانی
در این مقاله بنا ندارم که به جزئیات روشهای اعمال شده در عملیات روانی بپردازم و هدف از نگارش این سطور بیش از آنکه واکاوی شیوههای عملیات روانی علیه دولت دهم باشد ، شناسایی ریشهها و آبشخورهای تولید کلید واژههایی مانند «جریان انحرافی» است . بررسیهای ما نشان میدهد که از ابتدای سال 89 تا کنون یعنی پس از شکست فضاحت بار جریان فتنه در ایام الله 9 دی و 22 بهمن 88 ، سایت هاشمی رفسنجانی به نشانی اینترنتی (www.hashemirafsanjani.ir) با هدف تاثیرگذاری بر جریان اصولگرا، همزمان دو خط و رویکرد تبلیغاتی را دنبال نمود که با کمال تاسف باید اظهار داشت که چهرهها و رسانههای جریان مدعی اصولگرایی نیز بهطور کامل با این خط عملیات روانی همراهی کرده و کلید واژهها و سرخطهای خبری و موضعگیریهای خود را از محتویات شبهخبری سایت هاشمی رفسنجانی تغذیه کردند. دو محور اصلی عملیات روانی در سایت خبری هاشمی رفسنجانی از ابتدای سال 1389 تا کنون عبارتند از:
1- خط عملیات روانی بنیصدریزاسیون: مشابهسازی دکتر احمدینژاد با ابوالحسن بنیصدر
2- خط عملیات روانی انتساب دولت به «جریان انحرافی»
در جدول شماره (1) روند انشار مطالب در سایت هاشمی رفسنجانی که بر اساس پیادهسازی دو خط عملیات روانی بالا تنظیم شده را مشاهده مینمایید.
به بخشی از مقالاتی که سایت هاشمی رفسنجانی برای انتساب جریان انحرافی به دولت دهم منتشر کرده است توجه فرمایید:
مکتب ایران برنامه ساواک بود!
«وقتی مکتب ایران ساواک، درست ۴۰ سال بعد از گلوی پیروان اسلام ایرانی بیرون میآید آیا باید در روش فشار این دو جریان بر هاشمی تفاوتی قائل شد؟ نام چه تفاوتی دارد مهم رسم است که یکی است اگر آنها ۴۰ سال قبل میخواستند هاشمی را وادار کنند تا با مکتب ایران شاهنشاهی همراه شود و در این راه حتی از گروکشی خانوادگی نیز با وی ابایی نداشتند چه عجب از اینکه ولایتمداران اسلام ایرانی امروز چنین نکنند اینها که در ولایت اسلام فقاهتی امام و رهبری نیستند که هدف در آن وسیله را توجیه نکند بلکه در ولایت اسلام ایرانی درست عکس اسلام فقاهتی بکارگیری هر وسیلهای برای هدف این جریان انحرافی عین صواب است!»
منبع: http://hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=3608
آیتالله هاشمی رفسنجانی خاری در چشم جریان انحرافی است!
امروز به وضوح مشاهده میشود جریان انحرافی همچون خاری در چشم تحمل دیدن آیتالله هاشمی رفسنجانی این مجتهد سیاسی را ندارد و چگونه تمام قوای رسانهای و مالی و امکاناتی خود را بسیج میکنند تا او را در راس مجلس خبرگان رهبری و در کنار نظام و مردم نبینند تا یکی از مهم ترین سدهای رسیدن به اهداف خود را از میان بردارند.
منبع: http://hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=3657
«پایان هاشمی» رویای مشترک بنیصدر و سران اسلام ایرانی!
رویای «پایان هاشمی» 30 سال است سیاهه ای بلند و طویل از اشخاص و جریانهای مختلف خواهانش را به ثبترسانیده و نامهای متفاوتی از بنیصدر تا سران اسلام ایرانی در دل جای
داده است. رویایی به نام «پایان حیات سیاسی هاشمی» به مدد شانتاژ خبری و ترور؛ رویایی که 20 سال بعد هم در سر یکی دیگر از اشکال افراطیگری سیاسی دوباره ظهور کرد تا بنویسند «انتخابات مجلس ششم پایان حیات سیاسی هاشمی» و امروز نیز شکل دیگری از افراطیگری سیاسی در قالب جریان ضد روحانیت سیاسی از انتخابات داخلی هیاترئیسه خبرگان رهبری چنین رویایی را طلب میکند!
منبع:http://hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=3684
«مکتب ایران »
عبارت شاهنشاهی اسلام ایرانی!
اسلام ایرانی یا عبارت شاهنشاهی آن «مکتب ایران » که اوج تبلور آن در جشنهای ۲۵۰۰ ساله رژیم پهلوی دیده شد روشی کهنه و انحرافی برای کنار زدن اسلام فقاهتی است که ریشه در اسلام آوردن کعب الاحبار یهودی دارد که تنها راه تقابل با اسلام ناب رسول خدا (ص) را در تظاهر به مسلمانی و بالا بردن پرچم اشتباه دید. این نسخه منسوخ از صدر اسلام تاکنون به دفعات به کار گرفته شده و یکی از مهم ترین ابزارهای آن نیز تمسک به موعود عالم و سوءاستفاده از اعتقاد مسلمانان به ظهور منجی است که سابقه آنهم در صدر اسلام به محمد حنیفه و ادعای امام زمان بودن وی بر
میگردد.
جریان انحرافی نهضت و نظام اسلامی نیز درست عمری برابر عمر تاریخ انقلاب دارد که ابتدا در سال ۴۲ پرچم مبارزه امام را بیرق کفر نامیدند و خون شهدای ۱۵ خرداد را بر گردن خمینی کبیر دانستند سپس با پیشرفت نهضت در روزی که امام دستور عدم چراغانی جشنهای نیمهشعبان را بخاطر خون شهدا دادند عمدا چراغانی بیشتری کردند تا به خیال خام خویش جلوی پیروزی نهضت امام را بگیرند بعدها که انقلاب به همت مردم و امام پیروز شد به امام لقب نایب الامام زمان را دادند و توصیه کردند که دیگر نایب امام زمان نیازی به دخالت دادن رای مردم در جمهوری اسلامی ندارد و چون با تودهنی امام بر لاک خود فرو رفتند فتنهای دیگر کردند و در اوج نیاز جبههها به حضور مردم فتوا دادند که امام زمان راضی به جنگ نیست و امام راحل (ره ) حق فتوا برای حضور کفایی مردم در جبههها ندارند و چون مردم را همراه خویش ندیدند پس از سالها عزلتنشینی این بار بیعدالتی امام را نشانه گرفتند و مدعی شدند در جمهوری اسلامی ۳ دهه از عدالت خبری نبوده است این شرح مختصری از تاریخچه این جریان انحرافی بود که اکنون بهطور عینی انحراف فکری این جریان در مقابله با شاگرد امام(ره) به منصه ظهور رسیده است.
منبع:http://hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=3616
احمدینژاد بعد از انتخابات 88 ولایتمدار نیست!
در ادامه بررسی چهره متفاوتی که از جناب آقای احمدینژاد قبل و بعد از انتخابات دیده شد ، سوالاتی را برای روشنگری چهره جدید رئیسجمهوری مطرح میکنیم. نکته حائز اهمیت در این میان آن است که هدف از طرح این مصادیق روشنگری درباره جریانی است که نه تنها قدرناشناسانه بر ولایتمداری خویش بعد از انتخابات دوره دهم نیافزودند تا با رعایت مو به موی تدابیر رهبر معظم انقلاب از شدت مشکلات بکاهند بلکه سلسله تلاشهایی را هم برای ایجاد تنشهای جدید در ارکان سیاسی _ قانونی نظام پی افکندند.
منبع: http://hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=3616
مرور مطالب منتشره در قالب اخبار و گزارشهای سیاسی سایت هاشمی رفسنجانی نشان میدهد اتاق فکر این سایت که احتمالا در مجمع تشخیص مصلحت نظام مستقر است، میکوشد تا جبهه مخالفان دولت را ذیل عنوان مخالفت با جریان انحرافی معتقد به مکتب ایرانی جمعآوری و ساماندهی کند. در واقع اتاق فکر سایت هاشمی رفسنجانی میکوشد تا با ایجاد دوگانه ایرانی- اسلامی و انتساب ناسیونالیسم و خرافههای موعود گرایانه و جریان انحرافی به دکتر احمدینژاد و یارانش، ضمن بازسازی چهره مخدوش رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آزمون بزرگ فتنه 88، وی را بهعنوان چهرهای مصلح، عقلگرا، معتدل و حامی ولایت معرفی نماید. این در حالی است که دکتر احمدینژاد صراحتا در توضیح اصطلاح مکتب ایران میگوید: «برخی خیال نکنند که حرفهای ما مبنی بر ملیگرایی و ناسیونالیسم است. ایران یعنی عدالت، خداپرستی، آزادی و راه نجات. چراکه امروز پرچم عدالت را برداشته و بر سر ظالمان میکوبد.» دکتر احمدینژاد در جایی دیگر درباره ایران میگوید: این که از ایران بهعنوان امالقرای جهان اسلام یاد میشود، بدین معناست که ایران پایگاه اصلی اسلام است. اینگونه سخنان بههیچ عنوان ملیگرایی نیست، کسانی که عنوان ملیگرایی بر خود گذاشتند به نام ایران در پشت جبهه با دشمنان ملت ایران همکاری و همدستی میکردند. رئیسجمهوری همچنین دولت نهم و دهم را دینیترین دولتها بعد از انقلاب میداند: «این دولت بالاترین فداکاری را برای اسلام نابی که در سرزمین ایران منتشر میشود، بهکار میگیرد. بالاترین ادبیات دینی در همه مجامع داخلی و خارجی از سوی این دولت استفاده شده و همواره روی آرمانها و ارزشهای اسلامی و اخلاقی ملت ایران نه نژاد ایرانی پافشاری کرده است.» از همه مهمتر، با توجه به سخنان حضرت آیتالله خامنهای در جمع اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز، توهم رسانهای سایت شخصی آقای هاشمیرفسنجانی و ترفند سیاسی هواداران او در القای اتهام جریان انحرافی علیه دولت دهم نمایانتر میشود: «دولتمردان فعلی حرف حق و حرف نظام و حرف انقلاب را میزنند و جای نگرانی نیست... برداشتم این نیست که منظور آنها (در طرح مکتب ایرانی) مقابل قرار دادن ایرانیت در مقابل اسلامیت باشد.» نکته تاسفآور آن است که گفتمان القا شده از سوی سایت هاشمی رفسنجانی، کاملا از سوی برخی چهرههای مدعی اصولگرایی پذیرفته شده و عین مفاهیمی که سایت هاشمی رفسنجانی علیه دولت دهم منتشر میسازد، از سوی این قبیل افراد باز تولید و منتشر میشود. به چند نمونه زیر توجه کنید:
آیتالله هاشمی رفسنجانی: اسرائیلیها میخواهند با هر روش ممکن حتی با استفاده از چهرههای نفوذی ظاهر الصلاح بازار اسلام ایرانی؛ عربی و آفریقایی راه بیندازند!
آیتالله هاشمی رفسنجانی: دست بهاییها پشت فتنه اسلام ایرانی است!
منبع:www.hashemirafsanjani.ir
سایت هاشمی رفسنجانی: آیتالله هاشمیرفسنجانی ، این مجتهد سیاسی کم نظیر تاریخ نهضت و نظام فراتر از هیاهوهای سیاسی حرکت خزنده متحجران را علیه اسلام و جمهوری اسلامی به خوبی رصد کرده و مشاهده میکند ولی متاسفانه گوشی برای شنیدن آن هشدارها پیدا نشد تا این حرکت خزنده گام به گام جلو بیاید تا در زمان مقرر تقیه خود را کنار گذاشته و انذارهای آیتالله هاشمی را یک به یک جامه عمل بپوشاند، انذارهایی از قبیل طرح اسلام ایرانی، ادعای رضایت امام زمان(عج) از تصمیمات ایشان، ادعای اتصال به ولایت بالاتر از ولایت فقیه بهعنوان مجوز عبور از نظرات امام و رهبری، طرح ستیز با روحانیت و مراجع و در نهایت تضعیف و تخریب مرکزیت نظام ؛ ایجاد تفرقه و اختلافات داخلی با رواج دروغ و تهمت و افترا و در نهایت غرق کردن جمهوریاسلامی در اختلافات و کینه داخلی مردم با مردم و مردم با روحانیت؛ قانونشکنی و تخریب ارکان قانونی نظام و... بود.
منبع:www.hashemirafsanjani.ir
مقایسه تطبیقی اظهارات احمد توکلی، علیرضا زاکانی و علی مطهری که به بهانه جریان انحرافی بیان میشوند، با مطالب مندرج در سایت هاشمی رفسنجانی جملگی حاکی از آن است که اتاق فکر مستقر در سایت هاشمی رفسنجانی خواسته یا ناخواسته بهعنوان مرکز تولید محتوای اظهارات چهرههای فوقالذکر و رسانههای وابسته شان ایفای نقش مینماید. اگر عناوین موجود در جدول شماره 1 را یکبار دیگر با دقت مرور نمایید، درمییابید که هر یک از گزارههای موجود در این جدول بارها و بارها از سوی چهرههای مدعی اصولگرایی نظیر آقایان احمد توکلی، علیرضا زاکانی و علی مطهری به بهانه حمله به جریان انحرافی بازگفته شده است. یک بار دیگر بیانات حضرت آیتالله خامنهای، رهبر مجاهد و حکیم انقلاب اسلامی را در جمع اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مرور مینماییم تا بتوان عمق ریشههای جنگ نرم علیه دولت دهم را که با هدایت نرمافزاری سایت هاشمی رفسنجانی پیشروی میکند، شناسایی نمود: «آیتالله عبدالنبی نمازی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفتوگو با شبکه ایران درباره دیدار دوم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با رهبر معظم انقلاب گفت: رهبر معظم انقلاب در این دیدار از عملکرد دولتهای نهم و دهم اظهار رضایت کردند و فرمودند دولت نهم و دهم در راستای مصالح ملی و در امتداد ولایت فقیه حرکت کرده است. همچنین حجتالاسلام والمسلمین علیرضا اسلامیان در گفتوگویی تفصیلی با خبرگزاری فارس جزئیات دو دیدار اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با رهبر معظم انقلاب را تشریح کرده است.وی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب با دقت و حوصله سخنان دوستان را گوش میدادند و یادداشتبرداری میکردند و به آنها پاسخ میدادند، ادامه داد: یکی از دوستان مساله حجاب و عفاف را مطرح کرد و حرفهای او تعریض به بیتوجهی برخی مسوولان نسبت به حجاب فقهی بود که آقا فرمودند «من این مطلب را قبول ندارم؛ مسوولان امروز همه حجاب فقهی را قبول دارند ولی اختلاف سلیقه در تاکتیکهاست». حجتالاسلام والمسلمین اسلامیان اضافه کرد: حضرت آقا فرمودند «فرضا دختری که حجاب کاملی ندارد اما شب قدر یا در مجلس دعای کمیل شرکت و به درگاه خداوند تضرع میکند یا در راهپیمایی 22 بهمن تصویر امام را میگیرد، نمیتوان گفت که بیدین است بلکه نمیداند حجاب اسلامی چیست که باید او را توجیه کرد. باید در باب حجاب کتاب نوشت و از طرق مختلف مانند فیلمهای تلویزیونی حجاب را تبیین و افراد ناآگاه را ارشاد کرد». وی متذکر شد: رهبر معظم انقلاب با آنکه جهتگیری کلی دولت را تایید کردند و تصریح داشتند نمیخواهند یک طرف را تایید کنند اما این را به قاطعیت فرمودند که «مسوولان فعلی با حجاب فقهی مخالف نیستند ولی در تاکتیکها اختلاف وجود دارد». عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: هنگامی که بحث به دولت کشیده شد، دوستان مسائلی را مطرح کردند که حضرت آقا در پاسخ فرمودند: «بنده از همه دولتها حمایت کردهام ولی این دولت با دولتهای گذشته تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمیکنند حاکمیت دوگانه درست کنند». حجتالاسلام والمسلمین اسلامیان یادآور شد: در گذشته حرف دشمن القای حاکمیت دوگانه بود و در برخی ادوار هم برخی افراد دنبال القای این وضعیت در کشور بودند که دولت و مجلس در مقابل ولایت فقیه که محور نظام است، قرار دارد ولی الان اینگونه نیست». وی افزود: رهبر معظم انقلاب با قاطعیت فرمودند که «در شرایط کنونی اختلاف نظر هست و من هم برخی مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیسجمهوری میپذیرد و به آن عمل میکند» و این مطلب بسیار مهم است که برخلاف آنچه القا و تصور میشود که آقای احمدینژاد به حرف رهبری گوش نمیدهد، آقا تصریح فرمودند که اینگونه نیست. نماینده مردم چهارمحال و بختیاری در مجلس خبرگان رهبری گفت: رهبر معظم انقلاب فرمودند «امروز وقتی رئیسجمهوری یا مسوول ارشدی از دولت به خارج از کشور میرود، من نگرانی ندارم اما قبلا نگران بودم که مسوولان در خارج از کشور میخواهند چه بگویند؟» و نمونههایی نیز درباره سوءرفتارهای گذشته ذکر کردند و بهعنوان مثال فرمودند «یک بار در موضوع روابط با یک کشور اروپایی کاغذی آوردند و مطالبی مطرح کردند که خلاف عزت بود و من جلوی آنها ایستادم و حتی در مورد مشابهی گفتم اگر این کار را بکنید، مخالفت خود را اعلام میکنم».
حجتالاسلام والمسلمین اسلامیان افزود: حضرت آقا فرمودند «دولتمردان فعلی حرف حق و حرف نظام و حرف انقلاب را میزنند و جای نگرانی نیست» و بعد هم به موضوع طرح مکتب ایرانی اشاره کرده و فرمودند
«...برداشتم این نیست که منظور آنها از طرح مکتب ایرانی مقابل قرار دادن ایرانیت در برابر اسلامیت باشد».
منبع:www.inn.ir
فاعتبروا یا اولی الابصار
من همیشه برای موفقیت رضا صادقی دعا کردم اینبار باید برای خوشبختی رضا صادقی دعا می کنم ... بله ..داداش رضا عزیز من جمعه این هفته به جمع متاهلین میپیوندد مشکی پوش همیشه عاشق شهر سپید دلان که تا امروز با یک همسفر ( عصا) جاده های موفقیت را طی میکرداز جمعه با 2 همسفر ادامه خواهد دادرضا جان خوشبخت باشی
یک واژه است ولی عمق یک زندگیست
سالها گذشت وتنهایی سلطان دلم شد
سلطان دل غریب و حسرت کشم شد
ای اشنا،عالم تنهایی چه خوش است
هر چه باشد از گدایی عشق خوشتر است!
که گویا قبل از هر فریادی لازم است
من تمام هستیم را در نبرد
با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم کشتم
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم
یک کلام در جزوهایم هیچ ننوشتم
من زمقصد ها پی مقصودهای پوچ افتادم .
تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم من
به عشق منتظر بودن
همه صبر و قرارم رفت . بهارم رفت . عشقم مرد .
یارم رفت.
سلام خدا جون …
میدونم ازم دلخوری ، میدونم چند وقته بهت سر نزدم ، میدونم چند وقته فراموشت کردم !
خدا جون میخوام واست از دلتنگیم بگم ، میدونم مثه همیشه سنگه صبورمی ..
دلم خیلی گرفته ، این بار نه از دور و بریهام ، نه از دنیا ، از خودم !!
یه مدته حضورت توی لحظه های بودنم احساس نمیشه !
یه مدته بودنت توی زندگیم کمرنگ شده !
یه مدته از گناه ابایی ندارم !
یه مدته دیگه از سنگینی نگاهت شرم ندارم !
یه مدته توی مرداب زندگی غرق شدم !
یه مدته بنده ی ناسپاس شدم !
یه مدته مغرور شدم !
خدا جون نمیدونم چرا دیگه صدای اذونت آرومم نمیکنه !
یه مدته شنیدن صدای “الله اکبر ” اذونت مضطربم میکنه !
اظطراب از فاصله ی افتاده بین من و تو
خدا جون … تو کمکم کن !!
نذار از تو تهی بشم ، نذار با نبودنت بمیرم !
“دستمو بگیر، کمکم کن“

از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ، ز، هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم
دیگر از این حصار دل آزار خسته ام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام
تنها و دل گرفته بی زار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار خسته ام
خستم ای خدا چقدر باهات حرف بزنم چقدر اشک بریزم چقدر منتظر بمونم تا به آرزوهام برسم مگه آرزوهام به چه بزرگیه که باید اینهمه پاشون بسوزم؟
شاید لیاقتم کمه؟!
هر کیم هر چیم: ای خدا جز خودت کسی رو ندارم............>به دادم برس.
در سرزمینی که سایه انسان های کوچک بزرگ شده است
در آن سرزمین خورشید در حال غروب است .
سکوت
فریاد امروز من است ...

